مدیریت بومی

نصرالله محمدحسین فلاح- مدیرعامل اسبق سازمان مدیریت صنعت

مدیرت بومی

نصرالله محمدحسین فلاح

این مساله که چرا سرمایه گذاری خصوصی در ایران هیچگاه رشد قابل توجهی پیدا نمی کند و تنها تعداد معدودی از شرکت هاهستند که در این عرصه موفق عمل کرده اند امری است که نیازمند تحقیقات و پژوهش های همه جانبه ای است اما آنچه اهمیت دارد مدیریت بومی است.

 به دنبال پاسخ به این چرایی مطالعاتی در سازمان مدیریت صورت گرفت که نتایج آن شکننده بودن ساختار مشارکت در ایران را یکی از مهم ترین علت های عدم موفقیت شرکتهای خصوصی معرفی کرد.

نبود تک سرمایه گذاران ثروتمند برای راه اندازی شرکت های خصوصی سبب تجمیع افراد کم سرمایه برای ایجاد این قبیل شرکت ها می شود.

تعدد سرمایه گذاران یک شرکت لزوم وجود روحیه مشارکت در میان سهام داران در راستای رشد و بقای شرکت را بیش از پیش نمایان می کند.

حال برای چاره جویی جهت حل این مشکل پسندیده است که نگاهی به فرهنگ و تاریخ غنی خود بیندازیم. آنجا که در نظام بومی و سنتی حاکم بر ادواری از تاریخ کشورمان مدیریت بزرگان قم یا همان شیخوخیت، حلال مشکلات گوناگون بوده است.

شخصیت و رفتار این افراد که شیخ و بزرگ فامیل حساب می شدند، جایگاهی به آنها بخشیده که حرفشان در همه زمینه ها حجت بوده است.

به علت کاریزما بودن شخصیتشان اطاعت از آنها نیز با نوعی رضایت در میان افراد قوم و قبیله به وجو آمده و به گونه ای نبوده است که افراد از سر اجبار از احکام پیروی کنند بلکه این اطاعت عاشقانه و از سر ارادت کامل بوده است.

شیوخ با محکم کردن پیوندها و ایجاد روحیه مشارکت و همدلی در میان افراد قوم خود روحیه جمعی را تقویت می کردند، به نحوی که در صورت بروز مشکل برای یکی از افراد تمام قبیله برای حل این مشکل بسیج می شدند.

در یک قوم هدف اصلی محافظت از قوم در برابر آسیب ها بوده است و برای تحقق همین هدف تمامی افراد حاضر بودند حتی جان خود را نیز فداکنند.

امروزه نیز در دنیای مدرن می توان از نکات مثبت این نوع مدیریت در راستای تقویت روابط انسانی در سازمان ها بهره برد. به اعتقاد من نقطه ضعف اصلی ما نه در بخش تکنولوژی و نه در تامین منابع مالی و تدارکات، بلکه در بخش نیروی کار است.

نحوه برخورد با نیروی کار است که تا حد زیادی میزان بهره وری را مشخص می کند. من همیشه نحوه برخورد کارفرما با کارگر را اینگونه تعبیر می کنم که کارفرما باید از بوی عرق کارگر خوشش بیاید. اینگونه است که روابط نزدیک و پیوندها قوی می شود.

حال که تجره شیخوخیت یا مدیریت سنتی و بومی در ایران تجربه موفقی بوده است، بی راه نیست که براساس این تجربه هنگامی که قصد ایجاد یک سازمان و شرکت موفق را برعهده داریم از فارادی بهره ببریم که با یکدیگر همدل، همراه و هم هدف باشند.همین امر سبب ایجا  یک فضای صمیمی در شرکت می شوند.

به طول کلی به نظر بنده ایجاد اعتماد به عنوان یکی از سرمایه های اجتماعی در میان اعضای یک گروه کاری چه در سطح مدیران و چه در سطح کارگران و چه در روابط میان این دو گروه رمز تعالی یک سازمان موفق است.

همین که تکنولوژی و سرمایه برای راه اندازی بخشی مهیا باشد، تضمینی کافی برای موفقیت آن نهاد نیست. آنچه در اینجا حائز اهمیت است تنظیم روابط میان نیروی کار و چینش درست افراد است.

 در همین راستا پیروی از سنت ها و فرهنگ اصیل ایرانی همچون تحقق و اجرای ویژگی ها و نکات مثبت نظام مدیریت بومی، ملی و ایرانی می تواند کمک شایانی را به مدیران جهت ایجاد سازمان های توانا عرضه کند.

منبع: مجله مدیران و روسا

به اشتراک گذاری مطلب

مطالب مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *