ضرورت وجود شفافیت در بانک ها

مجیدرضا حریری نایب رییس اتاق بازرگانی و صنایع ایران و چین و رییس انجمن ملی تولید کنندگان و صادرکنندگان صنایع دستي در گفت و گوی اختصاصی با تواکسیم از ضرورت وجود شفافیت در بانک ها و تاثیر آن در رشد اقتصادی و شفافیت در اقتصاد ایران می گوید.

ضرورت وجود شفافیت در بانک ها

مجیدرضا حریری

تولید صادارت محور در رونق و توسعه اقتصادی چه نقشی دارد؟ و برای مشاهده ی افزایش صادرات کالاهای غیر نفتی چه اقداماتی باید صورت گیرد؟

تنها راه برای خروج از رکود و رسیدن به رونق و توسعه اقتصادی تولیدات صادرات محور و چشم داشتن به بازارهای بین المللی است اما موانعی از جمله ارتباط نداشتن با بسیاری از کشورها به دلایل سیاسی و عدم ارتباط با سیستم بانکداری جهانی ، که تاثیراتی را بر جای می گذارد، سر راه این مسیر وجود دارد.

مانع بزرگتر در این مسیر این است که ما در سازمان wto عضو نیستیم ، بیش از ۱۶۰ کشور عضو سازمان wto هستند، و ما از اعضای این سازمان نیستیم! اعضای این سازمان، در حال تجارت بین خود هستند. ما حداکثر ظرف ۳ الی ۴ سال آینده، تنها امکان این را خواهیم داشت که نفت،گاز و پتروشیمی به این کشورها صادر کنیم و عملا امکان فروش کالای دیگری را نخواهیم داشت و دلیل آن تعرفه هایی که در بین اعضای سازمان wto  وجود ندارد اما بین کشورهایی که عضو این سازمان نیستند، وجود دارد.

همین امروز اگر بخواهیم در حوزه پوشاک با کشوری که عضو سازمان wto  است رقابت و در بازارشان ورود پیدا کنیم، نسبت به کشورهای عضو سازمان، حداقل ۱۸درصد عقب هستیم، زیرا تعرفه پرداخت می کنیم.

غیر از این دلایل مطرح شده، هزینه ی مبادله  در مفهوم کلی در اقتصاد ما بسیار بالاست، در نتیجه تولیدات ما همه گران تر از تولیدات سایر کشورها تمام خواهد شد.یکی از این هزینه های مبادله سود بانکی است. در مقابل، در کشور یک سری امکانات داریم که از جمله آن می توان به دسترسی آسان به مواد اولیه برای تولید، انرژی ارزان در تولیدات(در همه جای دنیا به طور متوسط حداقل سه برابر ما برای انرژی تولیداتشان هزینه صرف می کنند) و نیروی کار بسیار ارزان اشاره کرد.

ما به یک کارگر در ماه بابت ۲۴۰ ساعت کار، حدود ۲۴۰ دلار می پردازیم، یعنی ساعتی یک دلار! اگر به آمار کشورهای صنعتی نگاه کنید، خواهید دید این رقم چقدر است، آمریکا تا ۱۲ دلار بابت کار کارگر در ساعت مزد پرداخت می کند . اینها نشان دهنده ی آن است که ما باید یک فکر اساسی برای سیستم تولیدمان داشته باشیم. یعنی، موانعش را به شکل واقعی بشناسیم و بهانه نیاوریم که به دلایلی مثل سود بانکی بالا و …. تولید نداریم.

حتما سود بانکی به تنهایی،یعنی تاثیر هزینه تامین مالی در کالای ساخته شده آنقدر زیاد نیست که توان رقابت ما را از بین ببرد. از موانع دیگری که می توان مطرح کرد،عدم دانش مدیریت در تولید است. تولید کنندگان صاحبان سرمایه هستند که دانش کافی برای تولید ندارند و یا مهندسانی که کارخانه دارند و تصورشان از تولید فقط مهندسی است در صورتی که علم مدیریت مفهوم عمده ای است و مدیریت همه ی حوزه هاست، از جمله مدیریت بازاریابی، مدیریت فروش و … .

این دلایل نشان دهنده آن است که نیاز به یک خانه تکانی فکری در حوزه یافتن نواقص تولیدمان به صورت واقعی و برطرف کردن آنها داریم. برای مثال تولید در مقیاس خرد، قاعدتا تولید گرانی است، ما هنوز در کشور فولاد یک میلیون تنی می زنیم، تولید فولاد یک میلیون تنی در دنیا یک شوخی است، در دنیا زیر ده دوازده میلیون کسی دست به تولید این محصول نمی زند. یا مجموع کارخانجات تولید سیمان ما؛ که حدودا ۹۰ و خورده ای کارخانه ی تولید سیمان می شود، به اندازه ۴ کارخانه ی تولید سیمان در کشور کره جنوبی تولید دارند.

طبیعتا هزینه هایی که برای تولید خرد صرف می شود بسیار بیشتر از تولید در مقیاس انبوه است و بايد برای از بین رفتن مشکلات تولید فکر کرد و از حمایت های به ظاهر دلسوزانه در مورد تولید و تولیدکنندگان، از حمایت های تعرفه ای و غیر تعرفه ای که از تولیدکنندگان در مقابل کالاهای خارجی صورت می گیرد، طی زمان بندی و کم کم، دست کشید.

اگر تولیدکننده ای نمی تواند کالایش را در داخل کشور و در داخل مرزها به رقابت با کالاهای خارجی بگذارد، قطعا در بازارهای خارجی قدرت رقابت نخواهد داشت و باید به تولید کنندگان رقابت کردن را بیاموزیم. همان گونه که باید فضا برای تولید کنندگان آماده باشد تا تولید خوبی از نظر کیفی و کمی داشته باشند، در عین حال باید اجازه دهیم روی پای خودشان بایستند و هرکس بلد نیست، زمین بخورد ، بلند شود تا راه رفتن را یاد بگیرد.

 

اقتصاد ایران یک اقتصاد بانک محور است، و تبعات آن در مناسبات اقتصادی گریز ناپذیر است، جایگاه فعلی بانکها و اقتصاد بانک محور را در توسعه اقتصادی چگونه ارزیابی می کنید و برای بهبود شرایط چه پیشنهاداتی دارید؟

بانک یکی از بخش های اقتصاد است. اینکه یک اقتصاد بانک محور باشد به خودی خود اتفاق و مسئله ی بدی نیست و الگوهایی از این نوع اقتصاد را در دنیا داریم، مشخص ترین کشوری که با اقتصاد بانک محور اداره می شود و چهارمین اقتصاد موفق و بزرگ دنیاست، کشور آلمان است.

پس فی نفسه بانک محور بودن اقتصاد مسئله و اشکال نیست. مهم این است که استراتژی ما در حوزه ی کلان اقتصاد چیست و می خواهیم اقتصاد را چگونه اداره کنیم؟ پس این یک نقطه ضعف نیست اما اگر اکنون به شکل یک نقطه ضعف در آمده است به یک ایراد و عیب کلی تر در اقتصاد ما باز می گردد.

تا زمانی که اقتصاد ما شفاف، رقابتی و آزاد نشود، هر روز توان مطرح کردن عیب جدید در آن وجود خواهد داشت. مگر اوضاع بورس کشور خیلی آبرومندانه تر از اوضاع بانکداری است؟ بازار سرمایه مان بهتر از بازار پول است؟ در بخش بورس نیز هزار و یک نقض وجود دارد اما چون بخش کوچکی است، مسائلش نمایان نمی شود.

اگر کشورمان به جای بانک محوری بورس محور بود ، مسائل و ایراداتش بیشتر مطرح و مشخص می شد. پس عیب و مشکل اول اقتصاد ما، به عدم شفافیت ،رقابتی و آزاد نبودن اقتصاد مربوط می شود و در نهایت با نبود این ۳ مقوله به این سوالات می رسیم که چرا در تولید، تجارت و بانکداری و  … خوب نیستیم؟  اگر شفافیت،رقابتی و آزاد بودن را به وجود نیاوریم، اصلا پایه ای را نساختیم تا بعد برای بخش های مختلف آن پایه، استراتژی بنویسیم و تعیین برنامه انجام دهیم.

اولین و آخرین راه ما برای نجات از شرایط اقتصادی فعلی، در حوزه تولید، بانک، تجارت، قاچاق کالا و هر چه به ذهن برسد، شفاف بودن اقتصاد است. اگر اقتصاد ما شفاف بود، خیلی از بانکهای موجود نمی توانستند به وجود بیایند، که بعد از به وجود آمدنشان بخواهیم بررسی کنیم  که آیا ورشکسته اند یا نه؟

اگر اقتصاد شفاف بود، خیلی از بانکها موجودیت وجودیشان از بین می رفت. ما در یک فضای غیر شفاف اقتصادی به سر می بریم، که نمودش را اکنون در بانکها مشاهده می کنیم. صندوق های قرض الحسنه، موسسات مالی غیر مجاز، بانکهای به ظاهر مجاز و مجوزدار از بانک مرکزی اما با عملکردی خلاف عملکردهای مجاز، در هیچ جای دنیا این تعداد بانکدار را مشاهده نخواهی کرد، که دولتي و خصوصی نباشند.

بانکهای ما هویتشان معلوم نیست! نه خصوصی هستند و نه دولتی. آنچه مردم در حرفها می گویند، عمدتا از وجود دخالت های گروه های نظامی در اقتصاد و به خصوص بانکداری است. ۵ یا ۶ بانک از تعداد بانکهای موجود، مستقیم زیر نظر نظامیان است و این عیب بزرگی است. قرار نیست سازمان های نظامی بتوانند بانکداری انجام دهند.

مسئله حتی نظامیان نیز نیستند، مسئله این است که نمی دانیم پشت بانکها چه کسانی هستند. و ادم هایی که معلوم نیست سرمایه شان را از کجا اورده اند، در بانک در حال انجام چه فعالیتی هستند. هیچ چیزی شفاف نیست و این عدم شفافیت یکی از ضررهایی است که ب اقتصاد ما وارد می شود. در بحث رقابتی کردن نیز باید گفت که شرکت های کوچک چه در فعالیت های بانکی، چه فعالیت های تولیدی و یا تجاری با نهادهای قدرت سیاسی توان رقابت ندارند.

انتقادتان به سیاست های اقتصادی دولت دکتر روحانی را تا حدودی بیان کردید اما به نظر شما،به عنوان نماینده ای از بخش خصوصی انتظاراتی که این بخش، از دولت و مجلس دارد، چیست؟

تنها انتظاری که می توان گفت همه​ی جناح​های بخش خصوصی از دولت دارند، چون بخش خصوصی یک ماده مجرد و یک کل یکدست نیست که فکر کنیم همه در آن یک شکل فکر می کنند بلکه دارای تفکرات و جناح ها و اندیشه های متفاوتی است،تفاوت منافع، تضاد منافع، و تفاوت دیدگاه در این بخش وجود دارد اما در یک نکته متفق القول هستند و آن این است که دولت باید از حالت یک دولت مداخله گر به یک دولت سیاست گذار تبدیل شود.

به اشتراک گذاری مطلب

مطالب مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *