خرج که از کیسه مهمان بود…

ستار محمودی*

ستارمحمودی که امروزبرصندلی قائم مقامی وزیر نیرو تکیه زده است، تجربه مدیریتی خود را از مدیرکلی آب استان ایلام آغازکرده و صاحب بیش از سه دهه تجربه در رده های مختلف مدیریتی کشور است.

ستار محمودی

ستار محمودی

  فارغ التحصیل  کارشناسی ارشد مهندسی صنایع از دانشگاه  صنعتی شریف وکارشناسی زمین شناسی از دانشگاه اصفهان است.

محمودی که در طول خدمت خود فرازو نشیب های زیادی را تجربه کرده است نقش آموزش ضمن خدمت را در تربیت یک مدیر  کاردان بسیار پررنگ می بیند و برایجاد بستر مناسب برای رشد مدیران جوان تاکید دارد و معتقد است در فضای جامعه خردمند است که نمودارهای بالندگی رشد میکنند.

محمودی نقد واقعبینانه را ضرورتی برای رشد و توسعه جامعه میداند و سیاه  نمایی را آفت آن.

مرور تجربهها و بازخوانی اشتباهات کمک میکند دیگران راه رفته ای که به هدف نرسیده است را دوباره امتحان نکنند. این بسیار ارزشمند است و از هدر رفتن زمان جلوگیری میکنند.

زمان در جوامع بزرگ، جوامع کوچک، خانواده و فرد اهمیت بسیار دارد. همه پیشرفتها توسعه ها و دیگر موارد در بستر زمان رخ می دهد و نکته مهم این است که زمان محدودیت خاص خود را دارد. هرکس از دید خود به آن می نگرد.

با این مقدمه می توان گفت مدیر روی عمر خود سرمایهگذاری میکنند چیزی که هیچ ما به ازایی ندارد و ترجمه و سابقه نیک تنها دستاورد آن سرمایه گذاری است.

مدیران گران قیمت ترین منابع انسانی هستند

شاید مدیران این شعارمدیران سرمایههای ملی هر کشوررا تعارف بدانند اما در تمام جوامع پیشرفته اولین منابع هر کشور منابع مدیریتی و پس از آن منابع انسانی است. این منابع مدیریت است که منابع انسانی را به بالندگی میرساند و مدیری که در جهت رشد کشور حرکت میکنند سرمایه ملی آن کشور است.

واقعیت این است که مدیران جزو گرانقیمتترین منابع انسانی هستند و در سازماندهی ها، پیشبرد ها و ظرفیت های اجتماعی، فنی، سیاسی و  غیره  جامعه در قله قرار میگیرند. وضعیت عراق نمونه روشنی از سوءمدیریت و در مقابل شرایط امروز کشورهای مالزی وسنگاپور حاصل مدیریت صحیح است.

دراوایل انقلاب عراق ادعای برتری ومیل سلطه طلبی داشت و وضع جاری این کشورهم خوب بود. کمتر عراقی دغدغه معیشت یا امنیت   داشت، اما جامعه از سوء مدیریت رنج می برد و دچار توهم در مدیریت بود و فقدان آگاهی و استراتژی به انضمام مدیریت اشتباه آنرا به جایی رساند که نه تنها از خود و خانواده اش اثری باقی نماند، بلکه امنیت و ثبات هم از عراق رخت بر بست. عراق امروز باید زمان و هزینه زیادی صرف کنند تا به نقطه ی تعادل برسد.

مالزی یک کشور جهان سومی بود که جایگاه قابل توجهی نداشت اما با روی کار آمدن ماهاتیر محمد و مدیریت او، امروز مالزی در کنارکشورهای توسعهیافته قرار گرفته است. ماهاتیر محمد با استفاده از استراتژی درست مشورت با خردمندان و بهره گرفتن از تجربه های دنیا  زمینه  لازم برای رشد کشورش را ایجاد کرد.

سنگاپور نیز یک کشور جهان سومی بود که برای بقای خود هم مشکل داشت.  مساحت این کشور حدود ۷۵۰ کیلومتر مربع  یعنی کمتر از     مساحت تهران است و از نظر آب شیرین و خاک در وضعیت سختی قرار دارد.

این کشور برای تامین زمین حدود ۳۰۰ کیلومتر مربع از دریا را پر کرد و الان در رده سوم یا چهارم بالاترین درآمد سرانه کشورها قرار دارد. کشوری که روزی منشا بسیاری از امراض وگرفتاری ها بود با مدیریت صحیح ، اکنون یکی از قطبهای تجارت و صادرات  است.

اشتباه ها را به فرصت تبدیل کردیم

ضمن احترام به عقاید مدیران پیشکسوت معتقدم که کشور ما رشد خوبی در بحث مدیریت داشته است. مسیری که از مبدا تا به امروز در این   حوزه طی کرده ایم، رشد خوبی را نشان می دهد.

هرچند که فارغ از اشتباهم نبوده است. این رشد را با نگاهی به وزارت نیرو بررسی کنید. تا قبل از انقلاب برای تامین آب و برق از لحاظ تأسیسات  تجهیزات وایجاد ظرفیت ها به شکل گسترده ای به دیگر کشورها وابسته بودیم. ما دانش سد سازی نداشتیم و در این زمینه هم به شدت وابسته بودیم.

در بخش تصفیه آب آشامیدنی لوله سازی وتجهیزات ابزاردقیق حرفی برای گفتن نداشتیم.آن زمان به ما تلقین شده بود که توان صنعتگری نداریم و همین انگیزه ورود به میدان مسابقه دنیا را از من گرفت.

با پیروزی انقلاب تمام شرکتهای مهندسین مشاور،سازندگان سدنیروگاه وتصفیه خانه و پیمانکاران کنسرسیوم های خارجی کشور را ترک کردند. وابستگی در تجهیزات از یک طرف و باور غلطی که نسبت به ناتوانی خود در ساخت تجهیزات صنعتی داشتیم از طرفی دیگر ما را در بحران قرار داده بود.

ازآنجا که یکی از اهداف انقلاب توسعه درونزا و ریشه ای و رفع وابستگی بود نظام به نیروهای داخلی روی آورد. با توجه به شرایط وظرفیتهای آن دوران تجربه آموزی کاملاً قابل پذیرش بود. ما در مسیری تازه قدم گذاشته بودیم و از همین روهم اشتباه کردن مذمون نبود، اما خطا و سوء استفاده پذیرفته نمی شد.

هیچ دانشمند، صنعت گر و فعالی بدون اشتباه کردن مسیر رشد خود را نپیموده است.  به هر حال نظام در جهت  تحقق اهداف انقلاب به نیروهای متخصص داخلی اعتماد کرد و کار را به آنها سپرد.

اینکه بعد از انقلاب ما توانستیم وابستگی را کنار بزنیم و در داخل کشور طراحی و ساخت تجهیزات، احداث سد، ساخت تونل ، تصفیه خانه ،   قطعات لوله، کنتور و نیروگاه را انجام دهیم به زبان آسان است.

هر کدام از این صنایع به تخصص های بسیار نیاز دارد.در مسیر خودکفایی گام برداشتیم به در صنعت آب و برق  صاحب دانش، تکنولوژی و فناوری شدیم.

اکنون دانش ساخت سد،تصفیهخانه و نیروگاه در کشورمان نهادینه شده است و در حال حاضر تجهیزات آبی و برقی در خدمات مهندسی  به   حدود ۴۰ کشور صادر میکنیم.امروزشرکتمپنابه عنوان یکی از شرکت های زیرمجموعه وزارت نیرو دربحث ساخت نیروگاه وتجهیزات یکی از شش شرکت  قدر دنیا است.

دانش امروزما دیگر وارداتی نیست.همین سبب شد که درشرایط تحریم به بن بست نرسیم و تسلیم نشویم.خودکفایی امروز ما برای انجام کارهای زیربنایی دیروز و به پشتوانه اندیشه و تخصص نیروهای داخلی است. طبیعی است  این مسیر سخت با آزمون وخطا همراه شده است اما کشور اشتباه ها را به فرصت تبدیل کرد.

اگرحمایت مدیران وزارت نیرو نبود صنعت کشور در عرصه آب وبرق پا نمیگرفت. چراکه آنها مسئولیت پذیرفتند و بازارشان را دراختیار صنعتگران و تولیدکنندگان داخلی قرار دادند. استقلال امروز ایران تا اندازه ای مرهون تلاش مدیران و منابع انسانی کشور است. کشوری که  در این سال ها  همواره در حوزههای مختلف دچار چالش بوده است.

جامع مدیریتی کشور بدون داشتن پشتوانه علمی،آشفتگیهای پس ازانقلاب را مدیریت کرد ومدیران ما درمدرسه انقلاب مدیریت را مشق کردند. این روش پرهزینه است اما تجربه های به دست آمده را هیچ کتابی نمیتوانست در خدمت ما قرار دهد.

مسیر آزمون و خطا را برای آینده توصیه نمیکنم اما در شرایط بعد از انقلاب راهی به جز این پیش روی ما نبود. بعد از این بحران جنگ به ما تحمیل شد. کشور ما جنگ را هم مدیریت کرده و پس از آن درگیر مدیریت  تحریم ها شد. با وجود تمامی موانع و مشکلات راه رشد خود را یافتیم به دستاوردهای بزرگی داریم که در دنیا هم پذیرفته شده است.

اختیار و مسئولیت بیتناسب

واقعیت این است که مدیران باید جزء گرانقیمتترین منابع انسانی باشند. حال پرسش اینجاست که چرا ؟ به عنوان نمونه خلبانها نیروهایی گران قیمت هستند، زیرا خلبان به تعداد ظرفیت هواپیما انسان جابهجا میکنند و جان افراد در اختیار اوست؛ درضمن هواپیما بزرگ در دست اوست.

پس از آنجا که جان چند نفر و یک میزان سرمایه مشخص در اختیار خلبان قرار میگیرد ما برای این افرادهزینه و زمان زیادی صرف میکنیم و آنها تحت آموزشهای خاص و حرفه ای قرار می گیرند و هواپیما را با اختیار تام در دست دارند.

هنگام پرواز حرف آخر را خلبان می زند و اگر تصمیم اشتباه هم بگیرد خدمه و مدیریت وظیفه دارند که از او و خواسته اش اطاعت کنند. باید روی مدیران هم که سازمان هایی با سرمایه های عظیم در اختیارشان قرار میگیرد و میتواند براقتصاد یک کشور تأثیر فراوانی داشته باشند با همین نگاه سرمایه گذاری کرده و اختیار داد.

به عقیده من اگر شرایط لازم برای مدیران فراهانی شود به واقع مدیران سرمایه هستند و وزن همه مدیران یکی نیست. گاهی برخی مدیران ضدسرمایه میشوند.

آنچه باید در نظر بگیریم این است که مدیریت درایران با موانع بسیاری روبه رو است. به عنوان نمونه مدیران ما به ویژه دربخش دولتی اختیاریک خلبان را ندارند که حرف آخر را خودشان بزنند.

مدیران ما حرف مشاع را می زنند، یعنی اودر مشکلات مسائل و بار مسئولیتی سهیم است چه بسا بارمسئولیتی بیشتری هم داشته باشد اما در این اختیارات تناسب وجود ندارد. بنابراین یکی از مسائل مهم مدیریت دولتی درایران فقدان  تناسب اختیار و بار مسئولیتی است.

خرج که از  کیسه مهمان بود، حاتمی طایی شدن آسان بود

قبل از اینکه در ایران نفت تا این میزان از پایههای اقتصاد را دربر بگیرد، جامعه نیازهای خود را با مسائل درآمدی و اقتصادی خود اداره می کرد. با ورود نفت اقتصاد کشور یارانه ای شد.

اقتصاد یارانه ای بیشترین اثر لحظه ای خود را به مدیریت گذاشت، زیرا مدیران هم به پشتوانه  اقتصاد نفتی به سمت رشد منابع جامع حرکت کردند و این شد که پس از انقلاب به مرورسهم نفت در اقتصاد کاهش یافت. این اتفاق مبارکی بود و سبب اصلاح مدیریت شد چرا که مدیران در سایه پول نفت رشد خواهند کرد.

باید در آینده سهام یارانه نفت در اقتصاد را تا جایی که امکان دارد کم کنیم و لازمه آن این است که با راهکارها، شیوه ها و شیب مناسب دولت را کوچک کنیم.

باید های مدیریت

یکی از موارد مهم در مورد مدیریت اعتماد به نیروی داخلی و ایجاد فرصت و خطا برای آنها است. باید از نیروها اشتباه را بخریم خرید آن هزینه اش کمتر از خرید خطا و کارهای انجام نشدنی است. ما باید در کنارنفع سرمایه عدم نفع را هم حساب کنیم.

مورد دیگر تربیت مدیر شایسته و قابل است. باید با گزینش صحیح و درست مدیران جوان را جذب کرده درپلههای اول مسیر پیشرفت قراردهیم تا زیر سایه مدیران با تجربه در بلند مدت رشد کنند

* قائم مقامی وزیر نیرو

به اشتراک گذاری مطلب

مطالب مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *