تجارت با سامورایی ها

کشور ژاپن در سال ۲۰۱۰ سومین قدرت اقتصادی دنیا (پس از آمریکا و چین) بوده و در آسیا نیز رتبه دوم را از این لحاظ داراست. این کشور دارای منابع طبیعی محدودی است و اکثر جزایر و خاک آن کوهستانی و آتشفشانی است.

تجارت با ژاپن

تجارت با ژاپن

ژاپن مجمع الجزایری است در اقیانوس آرام که در غرب ساحل شرقی قاره آسیا واقع شده است. ۹۸% مساحت کشور ژاپن را چهار جزیره به نامهای هوکایدو (Hokkaido)، هونشو (Honshu)، شیکوکو (Shikoku) و کیوشو (Kyushu) تشکیل می دهند و مساحت کل این کشور در حدود ۳۷۸۰۰۰ کیلومتر مربع است. ژاپن کاملاً در آب محصور شده است: اقیانوس آرام در شرق، دریای ژاپن در غرب، دریای شرق چین در جنوب، دریای اوخوتسوکو در شمال و دریای داخلی ستو، بین جزایر شیکوکو و هونشو.

مجمع الجزایر ژاپن روی محور تقریبی شمال-جنوب تا ۳۰۰۰ کیلومتر امتداد یافته است و به دلیل گستردگی طولی فراوان جزایر آن از تنوع آب و هوایی زیادی نیز برخوردار است. از هوکایدوی بسیار سرد در شمال تا جزایر کوچک نیمه گرمسیری جنوب، در هر جا آب و هوا با دیگر مکانها کمی تفاوت دارد.

ژاپن سومین قدرت اقتصادی دنیا در سال ۲۰۱۰

ولی با همکاری‌های دولت در بخش صنعت و نیز سرمایه‌گذاری گسترده در فناوری‌های پیشرفته، ژاپن به عنوان یکی از پیشگامان عمده در صنعت و تکنولوژی دنیا شناخته شده‌است.

صادرات بخش عمده‌ای از درآمدهای اقتصادی ژاپن را تشکیل می‌دهد و آمریکا با ۲۲٫۷%، چین با ۱۳٫۱% و کره جنوبی با ۷٫۸% عمده‌ترین شرکای تجاری این کشور هستند. محصولات صادراتی عمدهٔ ژاپن شامل تجهیزات حمل و نقل، اتومبیل، صنایع الکترونیک، ماشین آلات الکتریکی و صنایع شیمیایی هستند.

در بخش صنایع ژاپن به عنوان یکی از پیشرفته‌ترین کشورها در زمینه تولید اتومبیل، تجهیزات الکترونیکی، ماشین ابزار، فولاد و فلزات غیرآهنی، کشتی سازی، صنایع شیمیایی و نساجی و نیز صنایع غذایی فرآوری شده به‌شمار می‌آید. این کشور دارای چندین شرکت بین‌المللی با مارک‌های معتبری همچون تویوتا، میتسوبیشی، هوندا، سونی، نیسان، سیتی‌زن و… است.

طبق گزارش صندوق بین‌المللی پول در اواسط آوریل ۲۰۰۶، ژاپن با رشد اقتصادی ۲/۸ درصد پیش بینی شده برای سال ۲۰۰۶، همردیف کشورهای غربی و در مقام بالا قرار دارد.

چنین نتیجه‌ای حاصل صادرات به کشورهای درحال توسعه مانند چین (که رشدش به ۹/۵% رسیده)، طرح دولتی و بی‌سابقه قانون‌مندسازی، سطح بالای تحقیق و توسعه، سرمایه‌گذاری بر روی آموزش و همچنین تعدیل نسبی ارزش دادن به سهام داران است.

ژاپن رشد اقتصادی بالایی را در دهه‌های ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰ تجربه کرده‌است. رشد ژاپن در دهه ۱۹۶۰ به طور میانگین ۱۰%، در دهه ۱۹۷۰ به طور متوسط ۵%، و در دهه ۱۹۸۰ به طور میانگین ۴% رشد داشت.

رشد اقتصادی ژاپن در دو دهه اخیر به شدت کاهش یافته‌است به طوری که در دهه ۱۹۹۰ به طور میانگین ۱٫۵% بوده‌است. تلاش‌های دولت ژاپن برای ایجاد رشد اقتصادی در این دو دهه عمدتاً با شکست مواجه شده و رشد اقتصادی ژاپن همچنان پایین است.

مهمترین مشکل فعلی ژاپن از همگسیختگی زنجیره عرضه برخی از صنایع است که برای ادامه فعالیت به مواد اولیه، قطعات و نهادههای تولید نیاز مبرم دارند و از سویی بسیاری از واحدهای تولیدکننده قطعات اتومبیل و لوازم الکترونیک که در مناطق آسیبدیده قرار دارند تولیدات خود را اجبارا کاهش دادهاند.

البته صندوق بینالمللی پول اعلام کرد: اقتصاد ژاپن به حد کافی نیرومند است که بتواند هزینه های بازسازی خرابیهای زلزله و سونامی اخیر را تامین نماید. بانک مرکزی ژاپن نیز در پی سقوط شدید شاخص‌های سهام، مبلغ ۱۵ تریلیون ین (معادل ۱۸۳ میلیارد دلار) به اقتصاد این کشور تزریق نموده است.

مبادلات تجاری ژاپن با جهان

(میلیارد دلار)

توسعه اقتصادی ژاپن

آمریکا در ابتدای راه در اوت ۱۹۴۵ پس از یکسری بمباران سراسری و بالاخره بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی، ژاپن را به تسلیم واداشت. پس از این شکست ژاپن با بیش از ۱۳ میلیون نفر بیکار مواجه بود و کمبود مواد غذایی به شدت احساس می‌شد.

تورم در حدی بود که حقوق افراد، مکفی مخارج جاری نبود و افراد برای سیر کردن شکم خود اقدام به فروش دارایی خود کرده بودند. برای کالاهی ضروری بازار سیاه درست شده بود و قیمت‌ها ۳۰ تا ۶۰ برابر قیمت رسمی دولت بود. درمورد برنج این رقم به ۱۵۰ برابر نیز رسیده بود.

جنگ برای ژاپن به جز ۸ میلیون نفر کشته و زخمی به بهای ویرانی ۲۵% از دارایی‌های غیرنظامی ونابودی ۴۱٫۵% از ثروت ملی تمام شد.

ژاپن بازسازی شده پس از جنگ جهانی دوم، با داشتن ۳.۰% از خاک کره زمین توانسته ۲۴% از تولید جهانی را به خود اختصاص دهد. این کشور به رغم شهرنشینی متراکم نسبتاً از جرم و جنایت به دور مانده است. نسبت سرقت در ژاپن در مقایسه با آمریکا چیزی کمتر از ۰.۷% است.

پیشرفت اقتصادی ژاپن چنان چشم گیر بود که در مقطعی آمریکایی هارا به انتقاد از سخت کوشی، کم مصرفی و حجم کلان پس‌انداز ژاپنی‌ها واداشت! عوامل رشد و آنچه تصویر ویران ژاپن ۱۹۴۵ را به ژاپن ابرقدرت اقتصاد امروز مبدل کرده است، فرایندی است که عده‌ای آن را معجزه اقتصادی نامیده‌اند. لیکن این معجزه واقعیت و درسی آموزنده برای کشورهایی است که هنوز خود را در کاغذ بازی غرق کرده‌اند.

فرهنگ کسب و کار در ژاپن

در این هفته که به بررسی مجزای کشور ژاپن اختصاص داده شده است، اطلاعات جامعی پیرامون فرهنگ تجاری و فضای کسب و کار این کشور ارائه می‌شود که می‌تواند یاری‌گر شما در تعامل مؤثرتر با مشتریان و شرکای ژاپنی باشد.

هرچند هرکدام از زیررده‌ها بر یک زمینه خاص در فرهنگ کسب و کار در ژاپن تمرکز دارد، پیشنهاد می‌شود این بخش‌ها به ترتیب چاپ مورد بررسی قرار گیرند.

ممکن است پس از مطالعه این بخش پیرامون فرهنگ کسب و کار ژاپن، به مطالعه فرهنگ تجاری سایر کشورهایی که با آنها سر و کار دارید، احساس نیاز کنید. در آینده نزدیک این کشورها نیز مورد بررسی قرار خواهند گرفت.

کسب و کار در ژاپن

رویکرد ژاپنی‌ها به کسب‌وکار، انعکاسی از تاریخ و فرهنگ اجتماعی آنها است. اگر خواهان کار و ارتباط موفق با طرفین و شرکای ژاپنی هستید، دانستن برخی مفاهیم زیربنایی مؤثر بر زندگی کاری در این کشور برای شما ضروری است.

بعضی از این ساز و کار‌ها چنان متفاوت از مدل‌های غربی هستند که تطابق با آنها دشوار و درک کامل آنها تقریبا غیرممکن است. ظاهرا مهم‌ترین اصلی که همواره باید مدنظر داشت، اهمیت فوق‌العاده روابط فردی در چرخه کسب‌وکار است.

از میان تمامی‌فرهنگ‌های جهان، ژاپن یکی از طلایه‌داران در مقدم داشتن روابط فردی بر روابط کاری ( و نه کار بر ملاحظات فردی) است. پس برای توفیق کاری در ژاپن، لازم است که حداکثر زمان و منابع را به مرحله آغازین برقراری روابط اختصاص دهید. حتی اگر نتایج احتمالی بسیار دوردست به نظر برسند.

مدل‌های کسب‌وکار در ژاپن در حال حاضر در حال دگرگونی است و فشار‌های زیادی (چه از داخل و چه از خارج) برای اعمال اصلاحات وجود دارد، اما هنوز روند تغییرات کند است و آداب و رسوم و التزامات سنتی هنوز پایداری می‌کنند.

پس منتظر تغییرات باشید؛ اما توقع نداشته باشید گذار سریع و آسان رخ دهد. مهم‌ترین اصلی که همواره باید مدنظر داشت، اهمیت فوق‌العاده روابط فردی در چرخه کسب‌وکار است.

فضای کسب‌ و کار در ژاپن

از زمان جنگ جهانی دوم، تجارت ژاپن زیر سایه تعداد کمی از شرکت‌های بسیار عظیم – موسوم به کنگلومرای تجاری – بوده و این شرکت‌ها تاثیر بسیار شگرفی بر اقتصاد این کشور داشته اند. با این وجود در سال‌های اخیر، اقتصاد ژاپن از نظر اندازه و ساختار این شرکت‌ها، دگردیسی قابل ملاحظه‌ای یافته، چنان که شبکه پیچیده‌ای از روابط بسته بین شرکت‌های کوچک و بزرگ به وجود آمده است.

رقابت بین شرکت‌های کوچک‌تر در این بخش بسیار شدید است که این پدیده منجر به بروز ورشکستگی‌های متعدد می‌شود. به همین دلیل مدتی است که مفهوم استخدام مادام‌العمر برای نیروی کار، به صورت یک افسانه درآمده است.

شرکت‌های ژاپنی ساختاری سلسله مراتبی دارند؛ چنان که هر فرد جایگاه خود را در گروه و نیز نسبت به سایرین، به خوبی می‌داند. همین حس تعلق خاطر به گروه است که به شرکت‌های ژاپنی انسجام و اقتدار می‌بخشد.

رویکرد گروهی و کار تیمی ‌در ژاپن، نه فقط مفاهیم و عبارات نظری که شیوه‌ای از زندگی هستند که تمام جنبه‌های حیات سازمانی در همه سطوح را تحت‌شعاع قرار می‌دهند.

ساختار سلسله مراتبی ژاپن، عمدتا بر مبنای هم اندیشی و همکاری است و نه فرآیند تصمیم‌سازی بالا به پایین که بیشتر معرف الگوهای سلسله مراتبی غربی است. این بدان معناست که همه افراد درگیر، شدیدا احساس تعهد و مسئولیت دارند.

نقش زنان در تجارت در ژاپن

درآمد میانگین سالانه زنان در ژاپن حدود ۵۰ درصد میزان مشابه مردان است که آمار بسیار خوبی است. هرچند زنان از لحاظ حقوقی به برابری قابل ملاحظه‌ای با مردان رسیده‌اند، هنوز نوعی تبعیض نانوشته نسبت به زنان در محیط‌های کاری وجود دارد.

غالباً کار‌های سطح پایین به زنان سپرده می‌شود و در هنگام ازدواج یا وضع حمل، وضعیت استخدامی‌آنان به حالت تعلیق در می‌آید. هرچند در سالیان اخیر این روند رو به بهبودی نهاده، هنوز این تغییرات ناچیز است.

احتمالا تنها مشکل زنان غربی که در ژاپن کار می‌کنند، مدیریت همکاران مرد خواهد بود؛ در غیر این صورت به لقب مرد افتخاری مفتخر خواهند شد.

سبک های ارتباطی ژاپنی‌ها

احتمالا از بین تمامی‌جنبه‌های معامله با ژاپنی‌ها، دشواری‌های ارتباطی موجب بیشترین سردرگمی‌و سوءتفاهم می‌شوند. مبانی ارتباطات ژاپنی را می‌توان بدین صورت خلاصه کرد: ظرافت و توجه به جزئیات، در محیطی که ظاهر فرد و آن چه در جمع اظهار می‌کند (Tatemae) از آن چه او واقعا فکر می‌کند (Honne) می‌تواند کاملا متفاوت باشد.

غالباً فاصله مابین Tatemae اظهاری و Honne احساسی بسیار زیاد است و حتی گاهی این دو می‌توانند کاملا در تضاد با هم باشند.

پیشبرد روابط در ژاپن غالباً مبتنی بر قدرت افراد در به فراست دریافتن مکنونات پنهان در لا به لای استعاره‌های کلامی ‌است و قطعا دریافتن این دوگانگی آشکار، برای غیرژاپنی‌ها بسیار دشوار است. احتمالا بهترین بیان این است که برای اطمینان از درستی گزاره‌ها، در مورد همه چیز می‌باید پرسش کرد. برای شفاف‌سازی هر موضوعی که نسبت به آن تردید دارید، چندین مرتبه سوال کنید.

این واقعیت که خارجی‌ها به ندرت ژاپنی می‌دانند؛ و انگلیسی صحبت کردن ژاپنی‌ها نیز در بهترین حالت دست و پا شکسته است، به این دشواری‌های ارتباطی دامن می‌زند.

بیشتر مکالمات انگلیسی بازرگانان در جلسات چند ملیتی، درک نمی‌شود؛ یا حتی بدتر از این اشتباه درک می‌شود. نیاز به استفاده شفاف و دقیق زبان، در هیچ موقعیتی، بیش از این نشست‌ها نیست.

تلفیق ابهام ژاپنی و فقدان ادراک، منجر به مشکلاتی می‌شود که حل مساله و تصمیم گیری را دشوار و عذاب آور می‌کند. برای شفاف سازی هر موضوعی که نسبت به آن تردید دارید، سوال کنید.

سبک‌های پوششی در ژاپن

در ژاپن پوشش اهمیت حیاتی دارد و قضاوتی که در مورد هر فرد صورت می‌گیرد، غالباً بر اساس نحوه پوشش اوست. هنجار پوششی آنها در محیط‌های تجاری معمولاً کت و شلوار، پیراهن، و کراوات تیره است. هرچند در سال‌های اخیر گه گاه پوشش‌هایی از رنگ‌های دیگر هم به چشم می‌خورد، در این مورد بهتر است محافظه کارانه عمل شود.

برای زنان لباس‌های کاری می‌بایست پوشیده و رسمی ‌باشد. زنان در محیط‌های کاری معمولاً شلوار نمی‌پوشند. زیور آلات می‌بایست فاخر، ولی به دور از جلوه گری و خودنمایی باشد.

به خاطر داشته باشید که در ژاپن، آب و هوا در فصول بسیار متغیر است؛ پس البسه مناسب فصل را نیز به همراه داشته باشید. در زمستان احتمالا به کاپشن یا بارانی نیاز خواهید داشت.

سبک مدیریت ژاپنی

مدیریت ژاپنی بر جریان اطلاعات از سطوح پایین به سطوح بالا تاکید دارد. این رویکرد باعث می‌شود اطلاعات بیشتری نسبت به رویکرد مچ ‌گیری در اختیار مدیران ارشد قرار گیرد.

نتیجتا مشاهده شده است که خط‌ مشی‌ها غالباً پیش از آنکه برای تصویب نهایی به رده‌های بالا گزارش شوند، از رده‌های میانی نشات می‌گیرند. یک مزیت آشکار این رویکرد آن است که افرادی که در اجرای تصمیمات نقش دارند، در فرآیند شکل‌گیری آنها نیز حائز جایگاه پویایی هستند.

از مدیران انتظار می‌رود هر چه به جایگاه بالاتری در سازمان نائل می‌شوند، افتاده‌تر و ساده‌تر ظاهر شوند. شخصیت فردی و فرهمندی، جزء پیش‌نیازهای مدیریت موثر محسوب نمی‌شوند. وظیفه کلیدی مدیر ژاپنی، ایجاد فضایی مناسب برای موفقیت گروه است.

بدین منظور او باید همواره در دسترس و مشتاق به تشریک دانش خویش با گروه باشد. در ازای این رویکرد باز، وی نیز از اعضای گروه توقع دارد او را در جریان کامل میزان پیشرفت ماموریت بگذارند. این‌گونه رابطه متقابل، شاکله مدیریت موفق و کار تیمی ‌را می‌سازد.

دستورالعمل‌های مدیران ممکن است برای غربیان بی‌نهایت مبهم به نظر برسد؛ و این غالباً موجب سردرگمی ‌و خستگی آنان می‌شود. در نگاه کلان، تفاوت در سبک‌های ارتباطی عامل اصلی این مشکل است.

ژاپنی‌ها به عنوان کاربران زبان رمزی (که در آن، آنچه فرد اظهار می‌کند، لزوما منظور اصلی او نیست) نیازمند دستورالعمل‌های مستقیم و صریح نیستند. کارکنان ژاپنی منظور رییس را به فراست درمی‌یابند؛ و واکنش مقتضی را از خود بروز می‌دهند. از این رو هنگامی‌ که وظایف محوله مبهم یا مخدوش به نظر می‌رسند، غالباً لازم است برای شفاف‌سازی آنها سوال کنید.

تلاش برای فهم روشن مسائل از ابتدا، بسیار سودمند‌تر از فهم مبهم و تولید نتایج ضعیف یا ایجاد تنش در رابطه است.

به اشتراک گذاری مطلب

مطالب مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *