بزرگترین شریک تجاری ایران

چین بزرگترین شریک تجاری ایران

این کشور که پرجمعیت‌ترین کشور دنیا با بیش از ۱.۶ میلیارد نفر سکنه‌است که روابط تجاری بسیار خوبی با ایران دارد. این روابط تجاری در دوره تحریم ها نیز ادامه داشت و چین را به بزرگترین شریک تجاری ایران تبدیل کرد.

صادرات چین

صادرات چین

روابط خارجی

جمهوری خلق چین با ۱۷۱ کشور دنیا روابط دیپلماتیک و در ۱۶۲ کشور سفارتخانه دارد. جمهوری چین مشروعیت این حکومت را زیر سؤال برده و گروهی از کشورها نیز جمهوری چین (حکومت تایوان) را حکومت مشروع می‌دانند و از برقراری روابط با جمهوری خلق چین خودداری کرده‌اند.

جمهوری خلق چین از سال ۱۹۷۱ به جای جمهوری چین وارد سازمان ملل شد و کرسی دائم چین در شورای امنیت نیز به آن واگذار شد. چین در گذشته یکی از اعضا و رهبران جنبش عدم تعهد بود و هنوز هم خود را مدافع کشورهای در حال توسعه می‌داند.

این کشور همراه با برزیل، روسیه، هند و آفریقای جنوبی یکی از اعضای گروه بریکس است که از اقتصادهای مهم در حال ظهور تشکیل شده‌است.

سیاست خارجی مدرن چین تا حد زیادی برگرفته از نظریات نخست‌وزیر سابق چوئن لای است که به «پنج اصل همزیستی مسالمت‌آمیز» و «هماهنگی بدون همسانی» شهرت دارد و برقراری روابط دیپلماتیک بین کشورهایی با ایدئولوژی‌های متفاوت را تشویق می‌کند.

همین سیاست موجب شده تا چین از دولت‌هایی که از نظر دولت‌های غربی خطرناک یا سرکوبگر محسوب می‌شوند همچون زیمباوه، کره شمالی و ایران حمایت کند. چین همچنین روابط اقتصادی و نظامی نزدیکی با روسیه دارد و دو کشور معمولاً در شورای امنیت رأی مشابهی می‌دهند.

چین دومین اقتصاد بزرگ دنیا در سال ۲۰۱۳

تولید ناخالص داخلی این کشور در این سال حدود ۹,۴۶۹ تریلیون دلار بر اساس ارزش اسمی دلار و ۱۶,۱۴۹ تریلیون بر اساس قدرت برابری خرید بود. سرانه تولید این کشور در همین سال ۱۱,۱۸۶ دلار بر مبنای قدرت برابری خرید و ۶,۹۵۹ دلار بر اساس ارزش اسمی بود که در هر دو حالت چین پس از حدود ۹۰ کشور (از ۱۸۳ کشوری که در فهرست صندوق بین‌المللی پول قرار دارند) قرار می‌گیرد.

جمهوری خلق چین از زمان بنیانگذاری در سال ۱۹۴۹ تا سال ۱۹۷۸ اقتصاد دستوری متمرکزی به سبک شوروی داشت. پس از مرگ مائو در ۱۹۷۶ و پایان انقلاب فرهنگی، دنگ شیائوپنگ و نسل جدید رهبران چین شروع به اصلاحات اقتصادی کرده و اقتصاد چین را به سوی نظام بازار سوق دادند.

در این دوران اشتراکی سازی در بخش کشاورزی متوقف شده و مزارع خصوصی شدند. تجارت خارجی مورد توجه قرار گرفت. ساختار بنگاه‌های ناکارآمد دولتی تغییر اساسی پیدا کرده و بنگاه‌های زیان‌ده تعطیل شدند که این به بیکاری گسترده‌ای منجر شد.

اقتصاد چین امروزی یک اقتصاد بازار بر مبنای مالکیت خصوصی است. دولت هنوز بر بخش‌های استراتژیک زیربنایی اقتصاد همچون تولید انرژی و صنایع سنگین مسلط است اما سرمایه‌گذاری خصوصی به سرعت در حال افزایش است.

از هنگام آغاز آزادسازی اقتصادی در سال ۱۹۷۸ چین یکی از بالاترین رشدهای اقتصادی را در دنیا داشته‌است.

بر اساس آمار صندوق بین‌المللی پول رشد سالانه تولید چین از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۰ به طور میانگین ۱۰.۵٪ بوده و بین سال‌های ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۱ درصد رشد اقتصادی چین معادل مجموع درصدهای رشد اقتصادی کشورهای گروه ۷ (۷ کشور بزرگ صنعتی دنیا) بوده‌است.

بهره ‌وری بالا در تولید، نیروی کار ارزان و زیرساخت‌های نسبتاً مناسب عواملی هستند که چین را به تولیدکننده پیشرو دنیا تبدیل کرده‌اند. اما اقتصاد چین از نظر مصرف انرژی بهره‌وری بسیار پایینی دارد.

این کشور در سال ۲۰۱۰ بزرگترین مصرف‌کننده انرژی دنیا شد، در حالیکه بیش از ۷۰ درصد انرژی خود را از زغال سنگ تأمین می‌کرد.

در سال ۲۰۱۳ چین جای آمریکا را در صدر فهرست واردکنندگان نفت خام گرفت. رشد اقتصادی سریع و صنعتی‌سازی این کشور به محیط زیست آن نیز آسیب زده‌است.

از اوایل سال ۲۰۱۰ به بعد رشد اقتصادی چین شروع به کاهش کرده و از تقاضای بین‌المللی برای صادرات چین کاسته شده‌است که این موضوع تلاطماتی را در اقتصاد جهانی پدید آورده‌ است.

میزان ذخایر ارز خارجی چین در پایان سال ۲۰۱۰ حدود ۲.۸۵ تریلیون دلار بوده‌است که این کشور را با اختلاف بسیار صاحب بزرگترین ذخایر ارزی دنیا کرده‌است.

چین همچنین بیش از ۱.۱۶ تریلیون دلار اوراق قرضه دولتی آمریکا را خریداری کرده و بزرگترین دارندهٔ خارجی دیون دولتی آمریکا محسوب می‌شود. چین همچنین در سال ۲۰۱۲ بیش از هر کشور دنیا سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی به میزان ۲۵۳ میلیارد دلار دریافت کرده‌است.

این موضوع که چین ارز خود را ارزان نگه داشته همواره موجب تنش‌هایی میان این کشور و اقتصادهای بزرگ دیگر شده‌است. چین همچنین به دلیل حجم وسیع تولید کالاهای تقلبی مورد انتقاد قرار گرفته‌است.

مبادلات تجاری جمهوری اسلامی ایران و چین

(میلیون دلار)

مهم ترین اقلام صادراتی ایران به چین

(میلیون دلار)

مهم ترین اقلام وارداتی از چین

(میلیون دلار)

مصرف کنندگان چینی

مصرف کنندگان چینی بیشتر اجناس را در حجم کم خریداری می کنند و تنها برای فستیوال ها و مراسم خاص در حجم بالا خرید می کنند و اگر در حجم بالا خرید کنند از فروشنده انتظار دارند که حتما به آن ها تعدادی نمونه ی رایگان هم بدهد.

جمعیت زیادی در چین همچنان نسبت به قیمت حساسند و قبل از خرید حتما قیمت ها را مقایسه می کنند، به همین خاطر شرکت های زیادی استراتژی قیمت را در این کشور دنبال می کنند.

بسیاری از چینی ها عادت به تصمیم گیری خرید در لحظه ی آخر دارند، به طوری که اکثر آن ها در فروشگاه تصمیم می گیرند که چه برندی را تهیه کنند. بسیاری از افراد نیز نسبت به مشوق ها و چاشنی های فروش حساسند و عده ی کمی قبل از ورود به فروشگاه دقیقا می دانند که به دنبال چه کالا و برندی هستند.

پس یک روش مناسب برای ترغیب افراد، استفاده از روش های بازاریابی در فروشگاه و به کارگیری چاشنی های فروش و سرمایه گذاری بر روی فروشنده ها می باشد که می تواند مردم را تحت تاثیر قرار دهد.

این باور وجود دارد که چینی ها بیشتر برندهای داخلی را ترجیح می دهند، اما تحقیقات اخیر نشان میدهد که درصد ترجیح برندهای داخلی کاهش یافته و درصد ترجیح برندهای خارجی در حال افزایش است.

در یکی از پژوهش هایی که سال ۲۰۰۸ انجام شده بود نشان داده شد که تنها ۳۰% پاسخگویان به برندهای چینی اعتماد دارند. مردم چین اعتقاد دارند که کالاهای داخلی کیفیت درجه خوب، بسته بندی ضعیف و قیمت های پایینی دارند.

مردم چین بسیار به حفظ ظاهر و وجهه اجتماعی خود علاقه مندند. در بسیاری از شهرها مردم کالاهای لوکس را تهیه می کنند حتی اگر پول کافی برای خرید غذای خود نداشته باشند.

یعنی به طور سنتی آن ها خیلی از کالاها را برای برطرف کردن نیازهای اجتماعی خود خریداری می کنند، مثلا در مهمانی ها و مراسم. در این مواقع هم برند و قیمت برایشان حائز اهمیت می شود.

به همین خاطر اصطلاحی تحت عنوان Face Consumption در چین وجود دارد که در واقع نشان از خرید برخی از کالاهای برند برای به دست آوردن وجهه اجتماعی در این کشور دارد.

در حال حاضر بازار مصرف کنندگان چین به سرعت در حال رشد است و محصولات جدید به سرعت از سوی مردم پذیرفته می شود. برای معرفی محصول جدید رسانه ی تلویزیون و بعد از آن روزنامه ها مهم ترین وسیله دستیابی به مشتریان به حساب می آید.

همچنین تبلیغات شفاهی و توصیه های افراد نزدیک برای مصرف کنندگان چین اهمیت زیادی دارد. این موضوع بیشتر در نواحی ای که افراد تحصیلات کم تری دارند دیده می شود.

بازاريابی در نواحی مختلف چین

بسیاری از شرکت ها در بازار چین توفیقی به دست نیاوردند، چرا که مصرف کنندگان این کشور را به خوبی نمی شناسند یا فکر می کنند که همه ی آن ها شبیه به هم فکر می کنند.

اما چین با ۵۰۰۰ سال تاریخ ثبت شده، یک کشور چند نژادی، چند فرهنگی، چند مذهبی و به لحاظ جغرافیایی بسیار وسیع است، پس می توان دریافت که با طیفی از رفتارهای مصرفی مختلف رو به رو هستیم.

در تحقیقاتی هم که در مورد چین انجام شده معمولا این کشور را به بخش های مختلف تقسیم می کنند و به طور مجزا در مورد وضعیت هر منطقه نظر می دهند.

با توجه به گویش های زیادی که در چین وجود دارد، لازم است به این نکته توجه کنیم: در مورد نام برند باید دقت کرد که ترجمه ی ورژن چینی برند خارجی بسیار اهمیت دارد و باید نام ترجمه شده ی برند مناسب و با معنا باشد.

مثلا ترجمه ی Pepsi Cola به چینی معنی “صدها اتفاق شادی آور” را می دهد. یا ترجمه ی برند ژاپنی National که وسایل صوتی و تصویری تهیه می کند، به چینی معنای “صداهای شادی آور” را می دهد.

شرکت ها بیشتر نام خود را به Mandarin یا Pudonghua ترجمه می کنند. اما به هر حال مناطق مختلف، گویش های متفاوتی دارند و باید به ترجمه ی نام به گویش های مختلف دقت کرد.

مثلا یکی از بهترین نوشیدنی ها یعنی سون آپ در شانگهای فروش نرفت تا زمانی که شرکت دریافت که در زبان محلی این عبارت معنی “مرگ از طریق نوشیدن” را می دهد.

به اشتراک گذاری مطلب

مطالب مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *