برجام، فرصتی برای جذب سرمایه

مهدی جهانگیری، نایب رئیس اتاق تهران

تولیدکنندگان کالا همواره به سرمایه نیازمند بوده و سرمایه گذار خارجی در حقیقت شریک سرمایه گذار ایرانی است. حضور سرمایه گذاران خارجی در اقتصاد ایران، فضا را برای طرح بحث های کلیدی در مورد این موضوع بنیادین ایجاد کرده و شرایط پس از برجام فرصتی خوب برای جذب سرمایه گذاری هاست.

برجام، فرصتی برای جذب سرمایه

مهدی جهانگیری

سرمایه گذاری خارجی مفهومی بسیار اساسی و البته فکری در اقتصاد ایران است. اولین بار در ابتدای دهه ۷۰ بحث دعوت از سرمایه گذاران خارجی به اقتصاد ایران به صورت جدی مطرح شد و به دنبال آن موجی از اظهارنظرهای بنیادین و حتی ایدئولوژیک را پیش کشید.

بحث در آن دوره زمانی مشروعیت استفاده از سرمایه های خارجی بود و مدتی بعد در اواسط دهه ۷۰ با گذشتن از مرحله تصمیم گیری محتوایی به دوران به کارگیری سیاست های شکلی رسید. در این دوره موضوع اساسی این بود که از سرمایه های خارجی چگونه باید بهره برد؟ جایگاه اقتصاد ملی در این میان کجاست و حدود اختیارات سرمایه گذاران خارجی به چه میزان است؟ همگی این گفت وگوها با چالش های بسیار سرنوشت ساز همراه بود. به طوری که فضای صنفی و تخصصی کشور تلاش می کرد تا با محوریت اتاق بازرگانی ایران، جایگاه حقوقی سرمایه گذاران خارجی در فضای قانونی کشور را هم روشن کند.

به همین دلیل بحث هایی مثل واگذاری زمین با قید زمان به سرمایه گذاران خارجی یا حتی واگذاری مالکیت تمام به آنها مطرح شد. البته که امروز پس از نزدیک به دو دهه از این گفت وگوها برخی سرفصل ها همچنان بی پاسخ مانده و به دنبال آن سوالات کلیدی دیگری مطرح شده است.

نکته تامل برانگیز ماجرا این است که ما هنوز تکلیف خود با ماهیت حضور سرمایه گذاران خارجی را روشن نکرده ایم. مشابه آنچه امروز در اقتصاد کشور اتفاق می افتد، سالها قبل در چین و ترکیه وجود داشت. تنها تفاوت این است که سیاست گذاران این کشورها به سرعت خواسته ها و حدود حضور سرمایه گذاران خارجی را برای اقتصاد کشورشان تعریف کردند ولی ما همچنان برمحور شعار جذب سرمایه گذار خارجی حرکت می کنیم و هیچ وقت زیر بار بازکردن این مفهوم نرفته ایم. به هرحال امروز که فعالیت ها برای جذب سرمایه گذاران خارجی آغاز شده، حداقل باید یک موضوع کلیدی را روشن کنیم.

سوالی که اینجا مطرح می شود این است که آیا سرمایه گذاران خارجی را به معنای نمایندگان کمپانی های بزرگ برای عرضه کالا می خواهیم یا آنها را سرمایه گذارانی برای احداث کارخانه و تولید شغل تعریف کرده ایم؟

آنچه در چین اتفاق افتاد شکل دوم ایده استفاده از سرمایه گذاران خارجی بود. چینی ها برای خود روشن کرده بودند که بازارشان را به هیچ کمپانی نمی فروشند ولی حاضرند در همکاری مشترک با صاحب سرمایه خارجی، بازار دیگر کشورها را تسخیر کنند.

ترکیه هم الگوی مشابه با اندکی میانه روی و محافظه کاری پیش گرفت. به این معنا که هم حضور سرمایه گذارخارجی به معنای نمایندگی برندها را پذیرفت و هم سرمایه های آنان را جذب کرد اما همگی ما می دانیم که در ایران دو جنس محدودیت وجود دارد.

اولا تولیدکنندگان داخلی به خاطر فضای تحریم تمامی سالهای گذشته، قدرت رقابت خود با کمپانی های خارجی را از دست داده اند. برهمین اساس در صورتی که یک برند خارجی در ایران حضور پیدا کند، به طور حتم بازی به نفع طرف خارجی تغییر می کند.

از سوی دیگر تولیدکنندگان ایرانی به سرمایه نیاز دارند. بنابراین ایده اولیه این است که سرمایه گذارخارجی شریک سرمایه گذار ایرانی شود. بنابراین پاردایم اول مشخص می شود. ما بازارهای خودمان را واگذار نمی کنیم بلکه سرمایه و دانش خارجی ها را برای همکاری جهت تصاحب بازار دیگر کشورها، به خصوص کشورهای مانند عراق و افغانستان می خواهیم. دوم اینکه سرمایه گذار خارجی در فضای درهم و پیچیده و گاهی ناهمساز اداری اقتصاد ایران توان حضور مستقیم را ندارد و برای عبور از موانع داخلی به یک شریک داخلی نیاز دارد.

نکته قابل توجه در مقایسه با دو دهه قبل این است که امروز حداقل بحث ایدئولوژیک در مورد سرمایه گذاران خارجی نداریم ولی مکانیزم های دقیق هم طراحی نکرده ایم. امروز در اتاق تهران کمیته پساتحریم برای تعیین چنین راهبردهایی فعالیت دارد. این کمیته تلاش می کند فرصت پساتحریم را به درستی مدیریت کند تا در بین بحث های نه چندان منطقی، اصل موضوع فراموش نشود. برهمین اساس نخبگان کشور در کنار صاحبان کسب وکار و البته تصمیم سازان هرچه زودتر باید زیرساخت ها و مراحل جذب سرمایه گذاران خارجی را تعیین کنند و از شرایط حال حاضر بهترین استفاده را داشته باشند.

به اشتراک گذاری مطلب

مطالب مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *