اقتصاد ایران نیازمند سرمایه در گردش

رضا حمزه لو _ رییس کمیسیون نفت ، گاز و انرژی خانه اقتصاد ایران

رکوداقتصادی حال حاضر کشور در اثر سیاست گذاری های کلان دولت اتفاق افتاده است و بخش خصوصی نمی تواند در این زمینه کاری انجام دهد.

اقتصاد ایران نیازمند سرمایه در گردش

رضا حمزه لو

دولت به منظور کنترل نرخ تورم،سیاست های پولی ای را در پیش گرفته است که عملا باوجود افزایش شدید نقدینگی در سطح کشور، این نقدینگی به صورت گردش در کل اقتصاد مشاهده نمی شود.

مردم از قدرت خرید پایین برخوردارند و وقتی قدرت خرید و تقاضا کاهش پیدا می کند، عرضه بالاتر از تقاضاست و این امر به طور خودبه خود ایجاد رکود خواهد کرد. وقتی عرضه زیاد می شود و نمی تواند این سرمایه گذاری را به تولید بازگرداند، در نتیجه بخش تولید نیز از کار خواهد ماند و هر روز شاهد رکود بیشتری خواهیم بود.

این سیاست کلان است.واقعیت این است که دولت باید تصمیم بگیرد چرخ اقتصاد را با رعایت تورم راه بیندازد و برای این مهم باید سیاست هایی پیگیری بشود که افزایش تقاضا به طور منطقی در صنایع مختلف شکل بگیرد.

بخش خصوصی در این مسئله کار خاصی نمی تواند انجام بدهد، زیرا در سیاست گذاری ها حضور ندارد، در بحث اجرای سیاست ها می تواند کمک هایی انجام بدهد، و خودش را هماهنگ و همراه و منطبق با سیاست های اقتصادی کند . برای مثال صنایع لوازم خانگی میخواه فعال شود، تولیدکنندگان لوازم خانگی در کشور حضور دارد ولی این ها برای تولیدشان نیازمند این هستند که سرمایه در گردش بهشان تعلق گیرد.

سرمایه گذاری های سنگین سرمایه ثابت را دارند و برای تولید و چرخش مسائل روزمره نیازمند سرمایه در گردش هستند.

در گذشته اینچنین بوده است و همه ی دنیا همینطور است و بانکها نیز برای کمک به تامین سرمایه در گردش حضور داشتند، و این سرمایه وقتی به تولید می رسید و بعد از تولید به مصرف می رسید و این پول باز می گشت و این سیکل ادامه داشت اما امروزه عملا بانکها در این صحنه حضور ندارند یا حضورشان بسیار بسیار کمرنگ است ، پس چطور بخش خصوصی بتواند این سرمایه ی در گردش را تامین کند؟ همچنین نرخ تامین این سرمایه برای تولید آنقدر بالاست که باعث می شود تولید سودی نداشته باشد.

شخصی وامی را از بانک می گیرد که ۲۰ الی ۲۵ درصد سود برای آن می‌گیرند در حالی که تولید او در مجموع ۱۵ درصد سود خواهد داشت. پس باید سیاست گذاری های کلان تغییر پیدا کند. واقعیت این است که کنترل تورم به نرخ توقف فعالیت های اقتصادی، سیاست گذاری صحیحی نیست.

در بخش کنترل تورم ایران دولت کاملا موفق بوده است ولی این کنترل تورم با هزینه ی توقف فعالیت های اقتصادی انجام شده است . درست است که با افتخار اعلام می کنیم که تورم یک رقمی داریم و تورم ۳۰و چند درصدی را مهار کرده ایم؛ که کار بسیار بزرگی است ولی واقعیت این است که در کنارش ببینیم بابت این چیزهایی که به دست اورده ایم، چه چیزهایی را از دست داده ایم.

ما باید این را در محاسبات وارد کنیم. من فکر می کنم که ما نقطه ی تعادل را انتخاب نکرده ایم. اگر نقطه تعادلی وجود داشته باشد بین تورم و رونق، ما اگر در شرایط رونق ایجاد کنترل تورم کردیم کار بزرگی صورت داده ایم.

مثالی که من به شوخی می زنم این است که شما فرض کنید در یک محله یک مغازه و چند خانوار بیشتر وجود ندارد. این مغازه هر روز قیمت ها را بالا می برد و باعث تورم می شود و مردم نمی توانند خرید کنند، حالا اگر بیایم و در مغازه را کلا ببندیم و قفل کنیم، خب تورم به صفر می رسد اما آیا معنی اش این است که تورم واقعا به صفر رسیده است یا معنی اش این است که در مغازه بسته شده است؟ نیت کنترل تورم نباید با خروجی توقف فعالیت ها همراه باشد.

به اشتراک گذاری مطلب

مطالب مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *